غزل ورباعی
سلام خدمت همه ی عزیزایی که همیشه و همه جا باهام بودن و لحظه ای
منو با دلتنگی هام تنهانذاشتن و یک دنیا معذرت می خوام بابت اینکه گاهی
وقت ها دیر رسیدم تا محبت هاتون رو جبران کنم باور کنین تو این روزای
دغدغه ودرس به هیچ کدوم از کارام نمی رسم اما قول میدم یه روز همه ی
محبت هاتون رو جبران کنم
تو می روی و من فقط نگاه می کنم
میان گریه ها مکرر آه می کنم
فضای خانه بی تو بغض می کند ومن
در آرزوی تو ورق سیاه می کنم
ومنتظر نشسته ام و خانه را فقط
برای دیدن تو رو به راه می کنم
هنوز باورم نمی شود که رفته ای
یکی به من بگوید اشتباه می کنم
تو می روی و با تمام حسرتم هنوز
به رد پای رفتنت نگاه می کنم
***********************
ودو رباعی تقدیم همه ی دوستای مهربونم
۱
نقطه سر خط دوباره ترفند زدیم
هی آدم وسیب را به هم بند زدیم
وصله نشد و سقوطمان حتمی شد
آقای خدا ببخش ما گند زدیم
۲
درخواست مان چه بی نهایت شده است
ضرب المثل وشعر و حکایت شده است
هر روز سه نوبت است واریزی ما
صندوق خدا پر از شکایت شده است
تا سونای دیگر به خدای اطلسی ها می سپارمتون
دوستتون دارم بیشتر از همیشه
بهار ۸۹ آستارا