سلام به بودن های همیشه گیتون
تا حالا شده همه ی عالم وآدم وابر و باد ومه و خورشید وفلک
دست به دست هم بدن و همه برنامه هاتو به هم بریزن؟
واسه من که شد همه چی دست به دست هم دادن تا امسال
نتونم به نمایشگاه برسم.تمرینات تاتر،آزمون کامپیوتر،کلاسای بافت تابلو فرش
و...خلاصه همه چی دست به یکی کردن تا من نتونم دوستان رو ببینم
البته همه عزیزان با تماس ها و پیام هاشون مثل همیشه به یادم بودن
و شرمنده م کردن اما دیدن یه چیز دیگه است..انشالله سال بعد
دیر اومدم باز می دونم
*************************************************
۱
هراسان بود و دستش خالی و سرد
دوچشمش منتظر بود و پراز درد
تمام مزرعه در شعله می سوخت
کلاغی با مترسک گریه می کرد
2
گل خشکیده ی پاییز یخ زد
نگاه شرجی شالیز یخ زد
نیامد رو به درخشکید چشمم
دوفنجان قهوه روی میز یخ زد
3
پت وپت می کتد فانوس کم نور
یکی با قایقش می آید از دور
دل دریا همیشه شور می زد
برای ماهیان مانده در تور
4
به آ ه و ناله و نفرین میاید
چقدرآهسته و غمگین میاید
درون راهرو با ترس و وحشت
دوکفش خیس پاورچین میاید
*****************************************************
همیشه هاتون سبز و نفس هاتون پر از زندگی
مواظب چشمای مهربونتون باشید
خرداد 91 _ آستارا