غزل
سلام دوستان همیشه همراهم
بعداز ده ماه غزل یادی از من کرد
"اعتراف"
باید که اعتراف کنم پیش چشم هات
درشهر سینه صاف کنم پیش چشم هات
یاباید اعتراف کنم عاشقت شدم
یا درد را غلاف کنم پیش چشم هات
دیگر نماز یومیه حاجت نمی دهد
ناچارم اعتکاف کنم پیش چشم هات
گیرم که نقض دین و مسلمانی ام شود
"دل"را اگر طواف کنم پیش چشم هات
بوسیدنت خلاف قوانین کشور است*
آماده ام خلاف کنم پیش چشم هات
لبریز اشتیاقم ودیگر صبور...نه!
باید که اعتراف کنم پیش چشم هات
****************************************
*سیما نوذری
همیشه هاتون سبز ونفس هاتون پراز زندگی
مواظب چشم های مهربونتون باشید
پاییز 91 _ آستارا
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۵ ساعت 12:16 توسط بهناز جعفري
|